|
باسلام به دوستان عزیز ایام سوگواری مادر عاشورا بر همه عزیزان تسلیت
رباعی 1 باران زد و کوچه های غم دریا شد در شهر دلم قیامتی بر پا شد با شال عزا مرد غریبی می گفت ایام عزای مادرم زهرا شد 2 این رباعی در پستهای قبلی من بود ولی با تغییر دوباره می آید امشب به زمین هوای باران داری از سوز عطش چشمه گریان داری ای کاش سحر باز نمی شد زینب فردا بشود ، شام غریبان داری 3 با دفتر شعر خود سلامت کردند با تلخی واژه ها چه خامت کردند ای شیشه قلب من ، مگر زندانی؟ *«یک کلبه کاغذی به نامت کردند» 4 از گردش ایام زمان می ترسم از رسم وفا در این جهان می ترسم قاتل شده این تکه ی نان روز به روز بابا شدم ، از تکه ی نان می ترسم. * این مصرع از شاعره محترمه خانم سیده محدثه جعفری می باشد. و حالا سپید 1 - دوزیست روی برگهای پاییز خواهم نوشت نه من برای تو نه تو برای من با هم در این مرداب وق وق می زنیم 2 - خاطره یادش بخیر دوران کودکی تا قیامت قهر می کردیم و چند لحظه دیگر قیامت می شد. 3 - احساس وقتی به یادت هستم آسمان لبخند می بارد ومن زیر ماه تکه تکه شعر می شوم! 4 - نماز برای نشستن جایی نیست دیر شد سر پا باید غذا بخورم!
نیمه اول اردیبهشت 91
|